Home  |  About Me  |  Contact Me  |  Galleries  |  Weblog
گشت و گذار | زادۀ برج سرطان | همه مطالب Brief In English
قصری در دل کویر

سفر به پناهگاه گونه های بی پناه

آنچه معمولا واژه ی «مسافر» در ذهن تداعی می کند، شخصی است که از راهی دور و دراز آمده یا به راهی دور می رود و دوردست هاست که هواره جذابیت های خاص خود را دارد برای سفر. اما برای هر قاعده ای  استثنائی هست. سرزمین ایران با 11 اقلیم* از 13 اقلیم شناخته شده ی جهان، استثنای این قاعده است. در جای جای این سرزمین می توان با طی مسیری کوتاه به دوردست ها سفر کرد. «قصر بهرام» یا «کاروانسرای شاه عباسی» حدود 50 کیلومتری جنوب شرق تهران است. در دیدار این قصر می توان از مبداء تهران در یک روز به 400 سال پیش سفر کرد و در همان روز به تهران امروز بازگشت. این قصر با قدمتی حدود چهار سده در دل پارک ملی کویر** و در غرب و شمال غرب کویر مرکزی واقع شده است. این ناحیه در محدوده ی استان‌های تهران، قم، سمنان و اصفهان قرار گرفته و محدوده ی آن در شرق، ‌کویر مرکزی ایران، در غرب دریاچه نمک و قم رود  و در شمال قشلاق گرمسار است.

پارک ملی کویر اقلیمی خشک و بیابانی دارد و میزان بارندگی متوسط سالانه آن که تنها از آبان ماه تا اردیبهشت ماه می‌بارد 150 میلی‌متر است و گرمای شدید و هوای خشک از ابتدای خرداد تا پایان مهرماه حاکم بر این ناحیه است. با این حال، پارک ملی کویر که بسان جزیره‌ای است محصور میان دریاچهء نمک، کویر ریک، کویر مرکزی و کویر گرمسار که زیستگاه حیواناتی است همچون کل و بز، قوچ و میش وحشی، گربه شنی و یوزپلنگ ایرانی. این زیستگاه کم‌نظیر جهانی از سال 1355 به عنوان پارک ملی اعلام شده است. پارک ملی کویر، تنها پارک ملی در ایران است که به گفته سازمان محیط زیست در آن هیچگونه سکونتگاه انسانی، معدنی و پروانه چرای دام وجود ندارد.

پارک ملی کویر در گذشته یکی از بهترین زیستگاه‌های گورخر ایرانی بود ولی اکنون نسل آن از میان رفته و از اوایل دههٔ ۱۳۶۰ هیچ گورخری در این منطقه مشاهده نشده‌است. یوزپلنگ آسیایی دیگر حیوانی‌ست که نسل آن در این منطقه با خطر جدی روبروست. سال گذشته دوربین‌های تله‌ای پروژه حفاظت از یوز در دو نوبت ۸ قطعه عکس از تنها ۳ یوز را در این منطقه ثبت کردند.

در دل این پارک کویری قصر بهرام، این کاروانسرای مربع شکل متعلق به عهد صفوی است که از دیوارهای بلند با چهار برج دایره‌ای شکل در چهار گوشه  تشکیل شده است. این کاروانسرا به دستور شاه عباس صفوی و بر سه‌راهی اصفهان، خراسان و مازندران بنا شده است و در مسیر باستانی «راه ابریشم» واقع است. قصر بهرام از سنگ ساخته شده و دارای چهار ایوان و 24 حجره است. شترخوان‌ها یا اصطبل‌های این کاروانسرا پشت اتاق‌ها ساخته شده‌اند.

این کاروانسرای کهن محل بسیار مناسب اتراق گردشگران پارک ملی کویر است و شب هنگام آسمان پرستاره آن (اگر خیلی بدشانس نباشید و در شب اقامت خود با آسمان ابری مواجه نشوید) بی‌نظیر است. در این کاروانسرا شب هنگام جز چراغ و شمعی که در آن روشن است و صدای موتور برقی که در 50 متری بیرون آن قرار دارد نه صدایی می‌شنوید و نه نوری می‌بینید که دست ساخته ی بشر و آزاردهنده باشد. با گذر اندکی از شب مسوول کاروانسرا موتور برق را خاموش می‌کند که حاصل ‌اش خاموشی است و سکوتی بی‌نظیر.

از دیگر ویژگی‌های این قصر و اقامتگاه شاهی عهد صفوی، تامین آب مورد نیاز آن است که توسط آب‌راهی سنگی از هفت کیلومتری آن از چشمه سیاه به کاروانسرا منتقل می‌شده است. در همین فاصله از کاروانسرا و در جنوب شرق آن سیاه کوه با 1865 متر ارتفاع واقع است که معمولاً کوهنوردان بازدیدکننده از کاروانسرا دست از صعود به این قله کوتاه اما کویری و خاص بر نمی دارند و صعود به آن را مثل دیدن کاروانسرا حتما به جای می آورند.

 در پنج کیلومتری جنوب قصر بهرام بقایای کاروانسرای کاهگلی و آجری عین‌الرشید هم از میراث تاریخی و فرهنگی دیدنی این منطقه است. مناسب‌ترین راه ورود به این ناحیه از طریق راه آسفالته ورامین - پیشوا  است که تا یک کیلومتری ایستگاه راه‌آهن ابردژ ادامه دارد.پس از آن از طریق راه شنی قلعه بلند، عسگر آباد و حصارگلی به پاسگاه محیط بانی مبارکیه می‌رسی. از محیط بانی تا قصر هم جاده‌‌ای خاکی کشیده شده که بیش از 30 کیلومتر است. یعنی تقریباً از ورامین تا قصر با خودروی سواری معمولی حدود دو تا دو و نیم ساعت راه است.

 راه‌های دیگری هم برای ورود به منطقه وجود دارد که عبور از آن‌ها بدون راهنما، کاری خطرناک است. گم شدن و ماندن در منطقه‌ای کویری که تقریباً کسی یا چیزی از آن گذر نمی‌کند تا مرگ فاصله ی چندانی ندارد.

نکتهء دیگری که نباید فراموش کرد اخذ مجوز از سازمان حفاظت از محیط‌زیست  استان تهران برای ورود به این پارک ملی است. حداقل 10 روز پیش از برنامه ی سفرتان به محیط‌زیست مراجعه کنید. اجرای این برنامه در گروه‌هایی با نفرات زیاد و شلوغ بخشی از لطف آن را از بین می‌برد و دیگر این ‌که به هیچ عنوان از ظرف و ظروف یکبار مصرف استفاده نکنید و زباله ی تجزیه‌ناپذیر در منطقه از خود باقی نگذارید.حتماً لباس گرم و کیسه خواب و ... همراه داشته باشید و طبیعی است که در گردش روزانه به کلاه آفتاب‌گیر و عینک احتیاج دارید. زمان مناسب اجرای برنامه از آبان‌ماه تا اوایل اردیبهشت ماه است. از آفتاب گرم بهاری که بگذریم در تمام این بازه ی زمانی شب هایی سرد و در زمستان بسیار سرد در انتظارتان است.

اگر برای دیدن آسمان بی نظیر کویر هم حساب ویژه ای دارید توجه به تقویم قمری و البته اطلاعیه های سازمان هواشناسی را فراموش نکنید. هرچند روزهای پایانی و آغازین ماه های قمری که مهتاب در آسمان نیست، دیدن گنبد مینای کویر بسیار دلربا است؛ اما هنگام بدر کامل هم در کویر بودن و قدم زدن شبانه لطف خود را دارد.

سفری دو روزه در یک آخر هفته به پارک ملی کویر و اقامت و شب‌مانی در قصر بهرام، آرامش و خاطره بیادماندنی و فراموش نشدنی باقی خواهد گذاشت به شرطی که مراقب باشید به طبیعت حساس این ناحیه آسیب نرسانید و با مشورت و راهنمایی افراد با تجربه در زمینه ی طبیعت‌گردی، خطری برای طبیعت و خودتان ایجاد نکنید.

  دسترسی

 مسیر اول از پیشوای ورامین به سمت قلعه بلند از منار خط راه‌آهن آغاز و پس از عبور از محیط بانی مبارکیه وارد پارک ملی کویر می‌شود (حدودا ۳۰ کیلومتر). مسیر دوم از شهرستان گرمسار به سمت جنوب آغاز و پس از عبور از جاده سنگفرش به محیط بانی سیاه کوه می‌رسد (۶۰ کیلومتر). مسیر سوم از شهرستان ابوزید آبد آغاز و بعد از عبور از قلعه کرشاهی به محیط بانی سفیدآب می‌رسد (۸۵ کیلومتر). مسیر چهارم از کاروانسرای مرنجاب در شمال بیابان بندریگ و جنوب دریاچه نمک آران و بیدگل آغاز و پس از طی مسافتی حدود ۵۰ کیلومتر به محیط بانی سفیدآب می‌رسد.

  

*اقلیم به شرایط آب و هوایی یک منطقه جغرافیایی نظیر دما، رطوبت، فشار اتمسفر، باد، بارش و سایر مشخصه‌های هواشناسی در مدت زمانی نسبتاً طولانی گفته می‌شود. در هواشناسی معمولاً شرایط حال حاضر آب و هوا مورد بررسی قرار می‌گیرد در حالی که در اقلیم‌شناسی مشخصه‌های درازمدت آب و هوا مورد توجه‌است.

 

**سازمان حفاظت محیط زیست مناطق با ارزش زیست ‌محیطی ایران را در قالب چهار گونه  «پارک ملی»، «اثر طبیعی ملی»، «پناهگاه حیات وحش» و «منطقه حفاظت‌شده»  تقسیم کرده است که پارک های ملی شامل بیشترین درجه ی محدودیت و حفاظت  می شود.

Bahram’s castle

It’s my itinerary text for Shargh newspaper about National Desert Park and its 16th century BC caravansary called Bahram’s castle about 50 KM south east of Tehran.

نظر(1) | پیوند ثابت دوشنبه 20 دی 1389 - 7:30 عصر
10 January 2011 19:30
در خیال روزهای روشن

 

خانه ام ابری است / یکسره روی زمین ابری ست با آن / از فراز گردنه خُرد و خراب و مست / باد می پیچد / یکسره دنیا خراب از اوست / و حواس من / آی نی زن که تو را آوای نی بُرده ست دور از ره/ کجایی؟ / خانه ام ابری است اما / ابر بارانش گرفته ست / در خیال روزهای روشنم کز دست رفتندم... .*

خانه ام ابری است، ابری که زمستان های سرد می بارد و تمام دشتی را که درگرگ و میش صبحگاه سیاه می نمود، سفیدِ سفید می کند. این خانه، خانه ی علی اسفندیاری-نیما یوشیج- است که پاییز سال 1274 در آن چشم گشود و اکنون در آن آرمیده است. مردمان تهران که قصد دیدار این خانه را در سر می پرورانند، معمولا صبح تا غروب یک روز تعطیل بهاری یا تابستانی را برای دیدن اش صرف می کنند. اما زمستانِ خانه ی پدر شعر نوی فارسی در دل البرز مرکزی هم زیباست. به ویژه اگر آسمان مثل این سال ها قهرش نگرفته باشد و برف تمام دره ی بلده و روستای یوش را سفید پوش کرده باشد.

یوش ، روستایی است از توابع بخش بلده شهرستان نور در استان مازندران. روستایی که زادگاه نیما یوشیج پدر شعر نو فارسی است و به همین علت شهرت یافته‌است. یوش در البرز مرکزی در میانه جاده‌ای آسفالته و شرقی-غربی واقع است که به طول ۱۱۰ کیلومتر و از چهل کیلومتری آمل در جاده هراز تا پل زنگوله در جاده کندوان کشیده شده است. بنابر این از دو راه می توان به یوش رسید. یکی از جاده هراز و دیگری هم کندوان(جاده کرج چالوس). اگر از هراز بروی نزدیک چهل کیلومتری آمل ، در دوراهی به نام دوآب سمت چپ راهی منشعب می شود که با پلی بزرگ و فلزی آغاز شده و اندکی بعد تابلویی که فاصله تا بلده و یوش را نشان می دهد. و اما از جاده انشعابى یوش-بلده در پل زنگوله ی جاده کندوان تا خانه نیما ۵۴ کیلومتر راه است. خانه نیما در پیچ و خم کوچه اى خاکى قرار دارد. خانه را بازسازى کرده اند و مقبره نیما هم در وسط حیاط خانه است. نیما در 12 سالگی یوش را به مقصد تهران ترک کرده، اما گاه به گاه سری به خانه پدریش در یوش می زده تا اینکه در زمستان ١٣٣٨ وقتی به یوش آمده بود، گرفتار سرماخوردگی سختی می شود و او را به تهران می آورند. هوای سرد و راه ناهوار و طولانی، پیرمرد را از پا می اندازد تا اینکه در سیزدهم دی ماه دیده از جهان فرو می بندد. ظاهرا نیما وصیت می کند هرزمان که امکانش بود او را به زادگاه کودکیش آورده و به خاک بسپارند. پس او را موقت در امامزاده عبدالله تهران به خاک می سپارند.34 سال پس از مرگ نیما در سال١٣٧٢ وصیت او عملی می شود و مقبره ی او به یوش و خانه پدریش منتقل می شود. در کنار او "سیروس طاهباز" کسی که سالها بر روی اشعار و زندگی او تحقیق می کرد هم به خاک سپرده شده است و همینطور خواهرش "بهجت الزمان" .

به دیوارهاى گرداگرد حیاط این خانه اعیانی قدیمی عکس هاى نیما که اغلب او را در طبیعت و در حال شکار نشان مى دهد آویخته و آفتاب و باد و باران، رنگ بر آنها باقى نگذاشته است. عکس هاى قدیمى نشان مى دهد که این خانه در آستانه تخریب کامل بوده اما براى بازسازى آن کارهایى انجام شده و در واقع اکنون موزه ی نیما است.

اما یوش یکی از روستا های این ناحیه از البرز است. در گذر از تمام مسیر 110 کیلومتری سیاه بیشه ی کندوان تا سیاه بیشه ی هراز هر جا را که نگاه کنی، تپه، دره و درخت مى بینی و روستاهایى با بام هاى شیروانى، با زمینه سبز در بهار و سفید در زمستان.اگر راهتان از میدان آزادى تهران با خودروی شخصی شروع شده باشد، پس از حدود سه ساعت به گردنه لاوش مى رسید که باد شدیدش خودرو را تکان می دهد. مى گویند با ۳۵۰۰ متر ارتفاع، بلندترین گردنه ایران است که دسترسى جاده اى دارد. تا اینجای راهت کوهنوردی شگفتی است که با خودرو به انجام رسیده است در ادامه راه به سمت یوش و بلده، جاده کوهستانى سرازیر و کم کم با رودخانه هم سطح مى شود. از اینجا به بعد، بار دیگر رو به ارتفاع مى روی تا به یوش مى رسی که شهرتش را از نیما دارد. از شواهد و قرائن موجود قدمت این روستا تا دوره ساسانیان برآورده می‌شود که آتشکده رو ویرانی "کیا داود" منسوب به آن دوران است. ناصرالدین شاه قاجار نیز برای تفریح و شکار در این روستا اقامت داشته است و از این روستا به عنوان مکانی مفرح و خرم نام برده است. اقتصاد روستا از دامداری، باغداری و پرورش زنبور عسل می گذرد و محصولات عمده آن شیر، سرشیر، پنیر، کره، ماست، قره قوروت، گردو، زردآلو، گیلاس، فندق، سیب، آلو، لواشک و عسل است.

از همین جاده ای شرقی غربی که میانه ی آن بلده و یوش واقع شده است فرعی هایی سمت شمال منشعب می شود که یکی از آنها به روستای کجور و دیگری به روستای زیبای کندولوس راه دارد. کجور در منطقه ای بسیار پر برف واقع است و اساسا رفت و آمد در این مسیر های پر پیچ و خم فرعی کوهستانی ملزم به داشتن وسیله ی نقلیه ای مجهز و تجربه هایی این چنین است. در غیر این صورت اواخر بهار زمان بسیار مناسب تری است برای سفر به کوهستان. دیدنی دیگر منطقه جنگل آب پرى است که بر سر راه بلده به نور قرار دارد و به شهر پیوسته است. این بخش از جاده را به همین دلیل جاده آب پرى هم مى گویند و آبشارى به همین نام هم در خود دارد. هر چه به شهر نور نزدیک تر مى شوی، خلوص طبیعت کم تر و تعداد ماشین هایى که در جاده رفت و آمد مى کنند و آدم هایى که براى گردش آمده اند بیشتر مى شود، تمشک هاى کنار جاده آخرین گیاهان این جنگل هستند که در مسیر سفر مى بینید و به زودى به شهر نور وارد مى شوی.

در جنوب این جاده ی شرقی غربی منطقه ی بکر تری است با کوه های بلند و قله های چهار هزار متری که زیستگاه حیوانی است چون خرس قهوه ای که در ایران در دو منطقه البرز مرکزی و زاگرس دیده شده اند.

در برنامه ای یک روزه، آن هم نه در زمستان، البته تنها فرصت دیدار از یوش و بلده را خواهی داشت و نهایت خلاقیت آن است که از غرب بروی و از شرق بازگردی و یا برعکس. در زمستان به دلیل کوتاه بودن روز و قابل پیش بینی نبودن هوا زمان بیشتری لازم است برای اجرای برنامه و در هر صورت پس از دیدار یوش یکی از مسیرهایی که پیشنهاد شد را می توان ادامه داد. ادامه ی راه یوش و بلده به سمت نور خصوصا در فصل گرم سال به دلیل تجربه ی طبیعت کوهستان و جنگل و نهایتا دریا در یک برنامه معمولا جذابیت خود را دارد. و آنچه در همه ی فصل سال در این مسیر یکسان است شعر نیماست که مدام زمزمه می شود و برای هر کس شعری و برای من :

... به وحشت برِ خصم ننهم قدم / نیاید مرا پشت و کوپال، خم / مرا مادر مهربان از خرد / چو می خواست بی باک بار آورد / ز خود دور ساخت /

رها کرد تا یکه تازی کنم / سرافرازم و سرفرازی کنم / نبوده به هنگام طوفن و برف / به سر بر مرا بند و دیوار و سقف / بدین گونه نیز...**

 

*بخشی از شعر "خانه ام ابری است" سروده ی نیما

** بخشی از شعر "شیر" سروده ی نیما

 

Travel to Nima's Home

It’s my itinerary text for Shargh newspaper about Yoush the village that Nima Youshij had born there. Nimā Yushij (November 12, 1896 - January 6, 1960) also called Nimā, born Ali Esfandiāri was a contemporary Persian poet who started the she’r-e no ("new poetry) also known as she’r-e nimaa'i ("Nimaic poetry") trend in Iran. He is considered as the father of modern Persian poetry. He died of pneumonia in Shemiran, in the northern part of Tehran and was buried in his native village of Yush, Nur County, Mazandaran, as he had willed.

نظر(6) | پیوند ثابت یکشنبه 5 دی 1389 - 11:30 عصر
26 December 2010 23:30
دیدار از طبس

 فرار به گلشن کویر از دود و گاز بی پایان زمستان
دست شستن از حضر و رهسپار سفر شدن برای هر کسی علتی دارد؛ اما این روزها فرار از سرسام و شلوغی و آلودگی یک پای همیشگی سفر شهروندان است. حضور بی حد انسانها در محدوه ای کوچک و اخلال در آسایش دیگری با موتوری پرسروصدا، بوق های ممتد معنادار، دود و گاز تمام نشدنی خروجی خودروها، ویژگی اصلی شهری چون تهران است که ساکنانش را پیش از هر چیز نیازمند آرامش کرده است. سفر به جایی دور، هر چه دور تر آرام تر.

 

نگاه مسافران در بدو ورود به شهر به تمیزی و تازگی محیط می‌افتد، گویی شهری است جدید که البته با رعایت اصول از جمله موقعیت‌یابی مناسب ساخته شده است. اما اندکی تامل همه‌چیز را عوض می‌کند. دیدن سد کریت در نزدیکی این شهر با قدمت 700 ساله‌اش که نشان از زبردستی بسیار زیاد معماران ایرانی به عنوان نخستین  سدسازان جهان دارد، تاریخی کهن را از دل این شهر تازه‌ساز بیرون می‌آورد. شهرستان طبس در شمال شرق استان یزد در مدار 33 درجه و 35 دقیقه ی شمالی و نصف‌النهار 56 درجه و 55 دقیقه ی شرقی در منطقه‌ای با آب و هوای بیابانی واقع شده است. منطقه‌ای که برای رسیدن به شهر و آبادی بعدی باید کیلومترها بدون دیدن هیچ نشانی از حیات طی کنی و تنها منظره‌ای که می‌بینی اتصال آسمان و زمین است در افق دوردست. یکی از بهترین مثال‌های این یکی شدن آسمان و زمین، جاده‌ ی خور به طبس است که بخش اعظم آن، در مسیری حدود 150 کیلومتر گویی جاده‌ای بر کف دست کشیده شده است.  نه آبادی کوچکی، نه قهوه‌خانه‌ای و نه هیچ پستی و بلندی و حتی اغلب بی‌هیچ پیچ وخمی، جاده ادامه می‌یابد. در همین هیچستان است که دیدن گله‌ای شتر که گاهی بدون رعایت حق‌تقدم از جاده هم عبور می‌کنند مسافران را شگفت‌زده می‌کند.

 از 30 یا 40 کیلومتری خور که می‌گذری، دیگر تقریباً از شترها هم خبری نیست. اندکی پس از این حدود 40 کیلومتر، جاده از میان شوره‌زاری می‌گذرد و تا چشم کار می‌کند بلورهای نمک دو سوی جاده را فرش کرده‌اند. همچون سنگ‌فرش امارتی عظیم که معلوم نیست معمار آن چگونه سنگ‌های پنج ضلعی‌اش را به این خوبی به هم جفت و جور کرده است. حتی یک غلط هم ندارد این سنگ فرش عظیم.

 یکی از زیبایی‌های طبس همین است که دل کویر و جایی که حیات با آن قهر است آن‌چنان خوش و خرم سر برآورده است و شده است گلشن کویر. طبیعت لطیف و خرم طبس، با درختان همیشه سبز نخل و مرکبات اش، هوش از سر هر مسافر خسته از کویر می رباید. لطافتی که در جنوب شرق کویر مرکزی و شمال غرب کویر لوت واقع شده و  مانع از رسیدن این همه خشکی و خشونت دو کویر سترگ ایران زمین به هم شده است. این چنین است که گاهی در حاشیه ی کویری داغ و سوزان، سرزمینی را می یابی که وقتی گام در آن می گذاری، همه ی خشکی و خشونت کویرِ پشت سر را از یادت می برد و کویر پیش رو را تحمل پذیر می کند.

هرچند طبس در جایی واقع است که محور ارتباطی پنج استان یزد، اصفهان، سمنان، خراسان و کرمان است، اما ارامش طبس همان است که من و شما همواره در پی آنیم. مقصدی که می تواند چند روزی مبداء شما باشد برای آمد و شد و دیدار زیبایی های اطراف آن.

در طبس سه محل برای اتراق هست. یکی تنها هتل این شهر و دیگری مجتمعی توریستی که چندان هم توریستی و پاکیزه و مرتب نیست و دیگری امام‌زاده حسین طبس که من فضای پاک و آرام این امام زاده را ترجیح می دهم برای خلوت و استراحت. آنطور که محلی ها می گویند فقط نوروز اندکی شلوغ می شود و تمام نیمه ی دوم سال که زمان مناسب سفر به طبس است همین اندازه خلوت است که من دیدم. البته به جز روزهای خاص که محل اجتماع مردم است، مثل آدینه که صحن آن محل برگزاری نماز جمعه است.

 آستان امام‌زاده حسین بن‌موسی الکاظم(ع) پس از زمین‌لرزه ی سال 57 تقریباً به طور کامل تخریب شده و در بازسازی مجدد که توسط آستان قدس رضوی صورت گرفته، آستان این امام‌زاده در زمینی به مساحت 169 هزار و 860 متر مربع و صحن و سرای تماماً سنگ فرش با وسعت 40 هزار متر مربع در مرکز این زمین ساخته شده است. این امام‌زاده ی بسیار بزرگ با شش در ورودی در واقع مسجد جمعه ی طبس، قبرستان شهدای این شهر و اقامتگاهی برای زایران برادر امام رضا و بازدیدکنندگان طبس است.

در سرای این آستان 150 باب اتاق مفروش و 12 سوئیت کامل ساخته شده که مکان بسیار آرامی است برای مسافران این دیار. اگر در گذر به طبس در اتاق‌های اقامتی یا مهمانپذیر (سوئیت)‌های آستان امام‌زاده حسین اقامت کنی، هنگام ورود به پارکینگ، مسوول آن یک نسخه بروشور و یک نقشه ی کوچک این شهر و راه‌های ارتباطی آن را به شما هدیه می‌کند. از جمله مطالبی که در آن بروشور آمده فهرست مکان‌های زیارتی و نیز دیدنی‌های طبس و نشانی‌های‌شان است. باغ گلشن، ارگ قدیم، روستای خسرو و حمام مرتضی علی (چشمهء آب گرم)، سد نهرین، سد کریت، قلعه ی الموت (پادگان فداییان حسن صباح) و ... از جمله ی این دیدنی‌هاست. باغ گلشن یکی از نشانه های خرمی طبس است. دیدن پلیکان هایی که در حوض وسط باغ رها شده اند مسافر طبس را فرسنگ ها از خشکی کویر دور می کند.

اما چرایی تازگی این دیار کهن زمین‌لرزه ی بزرگ 25 شهریور 1357 است که باعث ویرانی کامل طبس و روستاهای این شهرستان شده که پس از این واقعه همه چیز از نو ساخته شده است. در بعضی روستاها، مثل روستای اصفهک در جنوب طبس، روستای مخروبه ی قدیمی را رها کرده و روستای جدید را در کنار آن بنا کرده‌اند و روستای قدیم با آن نخل‌های پابرجایش خود دیدنی و یادآور خاطرات تلخ و شیرین گذشته است.

طبس از سطح دریا تنها 69 متر ارتفاع دارد و در شرق آن رشته کوهی به نام «شتری» قرار گرفته است که ضلع شرقی چاله بزرگ طبس را تشکیل می‌دهد. رشته کوهی که  امروز در دو نقطه از آن (چیروک در جنوب شرق و ازمیغان در شمال شرق طبس) دو سد بتنی و خاکی به نام‌های کریت و نهرین ساخته شده است. دیدن سد نهرین با آب نسبتاً مناسب پشت آن در آن ناحیه خود شگفتی دیگری است که دیدار از این دیار به همراه دارد.

سد کریت جلوی سد تاریخی و کهن کریت ساخته شده است. این سد قدیمی‌ترین سد تاریخی جهان است و به لحاظ وسعت آبگیری، قدمت منحصر به فرد دارد (حدود 700 سال). سدی که ابتکار ایرانیان را در ایجاد بندهای قوسی اثبات می‌کند. سد کریت یک سد تاریخی است که در کیلومتر ۲۵ جاده طبس – دیهوک واقع شده است. شگفتی غرورآفرینی که واقعا مهجور مانده و کمتر ایرانی پیدا می شود که چیزی درباره اش بداند. در حالی که حتی تصوراش هم مشکل است که چگونه  چنین سازه ای  را می شود با سنگ و ساروج ساخت. شاید دیدن همین سد برای رهسپار طبس شدن کافی باشد، اما اگر علاقه زیادی به دیدن و کسب اطلاع از چنین سازه ای دارید در محل باید به دیدن قناعت کنید و کارشناسی و راهنمایی برای راهنمایی آنجا نیست. سد قدیمی کریت بیستم اسفند ماه  سال ۱۳۷۹ به شماره 3523 در فهرست آثار باستانی ایران قرار گرفته است.

همه ی آرامش و زیبایی طبس به نخلستان ها و استخر های ذخیره ساز آب قنات و خرمای پیارم آن نیست. دوری بسیار آرامش ساخته است و تنها  مشکل دیدار از طبس همین فاصله نسبتاً زیاد آن با دیگر شهرهای ایران و از جمله تهران است. بنابراین سفر با وسیله ی شخصی نیاز به وسیله‌ای کاملاً سالم و راننده‌ای با تجربه و پرحوصله دارد تا خدای نکرده سفر با خطر همراه نباشد. در این صورت لذت رانندگی در جاده هایی تقریبا خالی از خودرو و خاص هم شامل حالتان می شود.

اما برای رسیدن به طبس از مبدا تهران از دو راه می توانی گذر کنی: نخست تهران، سمنان، دامغان، جندق، خور و طبس و دیگری تهران، قم، کاشان، نائین، خور و طبس. من راه نخست را برای رفت و راه دوم را برای برگشت پیشنهاد می کنم و باز تاکید می کنم که پیش از رهسپار شدن به طبس با خودروی شخصی درباره ی رانندگی در جاده های فرعی (هر چند که به ظاهر این راه ها فرعی نیست) و نیز هشدار های توجه به شترهای ناگهانی جاده های کویر کسب اطلاع کنی.
Visiting Tabas
It’s my itinerary text for Shargh newspaper about Tabas city, 1345 KM south east of Tehran. Photo caption: A camel walks beside the road of Khoor to Tabas in the Central Desert of Iran.
Photo: Mohammad Ghadamali
نظر(2) | پیوند ثابت دوشنبه 29 آذر 1389 - 12:40 صبح
20 December 2010 00:40
آرامش در برزخی خوش آب و هوا
[] زائری در آرامگاه بایزید بسطامی در محوطه امام زاده محمد ابن صادق بسطام؛ عکس: محمد قدمعلی []
 
زیارت چند عارف نامی در سفری دوروزه

گشتن و گردیدن روی زمین از منظری راهی برای پر کردن وقت فراغت  و تفریحی ساده و در عین حال پر هزینه به نظر می آید؛ اما از سویی دیگر صنعت بزرگ و جدی توریسم یا همان گردشگری خودمان نامیده می شود که مثل همه ی کالا ها و خدمات دیگر هزار گونه و شاخه و زیر شاخه دارد.  صنعتی که زیرشاخه ای از آن با عنوان طبیعت گردی (اکوتوریسم)، در دنیا دارای هشت شاخه اصلی و حدود ‪ ۸۰۰ زیرشاخه فرعی است. درست است هشتصد زیر شاخه فرعی که به دلیل همین گستردگی، حتی  آژانس‌ها ی معتبر بین الملی هم مجبورند آن را به صورت تخصصی برگزار کنند؛ چراکه هیچ فرد، گروه  و آژانسی نمی‌تواند به تنهایی همه گونه های اکوتوریسم را پوشش دهد.

مثلا در یک آژانس مسافرتی درجه یک کشوری اروپایی تور ماجراجویانه کویر در سطوح مختلف قابل سفارش است. در این تور ها پس از ثبت نام و پرداخت هزینه و طی شدن تشریفات اولیه همچون بیمه، شما صاحب یک نقشه و برنامه خواهید شد که باید با استفاده از آن برنامه ی سفر و تور خود را اجرا کنید. به عنوان نمونه غذای روز دوم شما در نقطه ای از پیش تعیین شده برایتان دفن شده که شما باید با پیاده روی و صحرا نوردی و نقشه خوانی به آن دست یابید. یعنی مشتری آژانس پول می دهد تا سفری ماجراجویانه و با سختی و مرارت داشته باشد که دسترسی اش به آب و غذا هم بستگی به توانایی و زحمت خودش دارد.

شما نگران ناهار روز دوم خود نباشید! قرار نیست ما این همه ماجراجویی کنیم؛ این مقدمه ی طولانی تنها  برای توضیح این نکته است که سفرهای ما معمولا نزدیک به  یکی از صد ها گونه ی سفر است که من نامش را  "سفرهای کوله به دوشی"  می گذارم و در واقع برگردان اصطلاح  Backpacker  یا Backpacking فرنگی هاست. سفر های کوله به دوشی اصطلاحی است که به لحاظ تاریخی برای سفر های کم هزینه، مستقل و بین المللی استفاده شده است. عواملی که به طور سنتی باعث تمایز سفر های کوله به دوشی از انواع دیگر گردشگری می شود استفاده از حمل و نقل عمومی به عنوان وسیله ی سفر ، خوابگاه ها ی جوانان به جای هتل سنتی ، زمان طولانی سفر در مقابل تعطیلات مرسوم ، علاقه به ملاقات و مراوده با  مردم بومی محلی  در کنار دیدن مناظر و ...  است.

اما سفر و مسافرت ما  معمولا حد وسطی از سفر کوله به دوشی است  که تا حدودی اختیار تغییر برنامه به سمت  سفر های شیک هتل مانی و شهر گردی و یا به چادر خوابی و طبیعت گردی را  به شما بدهد. همچون سفر ساده و البته اندکی خاص به آرامگاه های عرفا و زیارت آنها که همه در خطه ای کنار هم جمع اند: بایزید بسطامی، ابوالحسن خرقانی، شیخ حسن جوری و ابن یمین فرومدی. مکان هایی که گذشته از دیدار یکباره، محل مناسبی برای خلوت و عبادت است. جایی مثل آرامگاه ابوالحسن خرقانی با هوای دل انگیز تابستانی و البته سرد زمستانی و آرامش محیط و انرژی بارگاهش.

آرامگاه بایزید بسطامی در شهر بسطام، و شمال مقبره امام زاده محمد ابن صادق علیه السلام واقع است. آرامگاه این عارف شهیر عاری از هرگونه تزئین است  و به نظر می‌‌رسد هیچ گاه ساختمانی مشابه مقبره دیگر بزرگان روی آن بنا نشده  و بی اعتنایی به مادیات و گریز از تجمل در این آرامگاه بسیار کوچک به چشم می‌آید. مقبره ای که در واقع پنجره ای است با سقفی فلزی که به زحمت چند نفر را در خود جای می دهد. روی قبر سنگ مرمری قرار دارد که کلماتی از مناجات مشهور حضرت علی علیه السلام برآن حک شده است.

 شهربسطام در شش کیلومتری شمال شاهرود همچون باغستانی در دل کویر قرار گرفته است. شهری که کوچه باغ ها و مسجد تاریخی، صومعه بایزید، گنبد غازان خان، منار سلجوقی و دیگر دیدنی هایش کم از یک جاذبه دلپذیر و روح افزا ندارد.

 شیخ ابوالحسن خرقانی در 24 کیلومتری شاهرود، در شمال قصبه خرقان روی  بلندی یک تپه آرمیده است.  آرامگاه این عارف نامی و وارسته و فضای سبز اطراف آن محیطی آرام بخش و معنوی را بر بلندای این تپه ساخته است. مکانی که برای استراحت فکری و معنوی بسیار مناسب است. البته فراموش نکنید که این ناحیه زمستان هایی سرد دارد. در جوار این مقبره مسجدی بوده که  در حال حاضر از مسجد و گنبد آن  تنها محراب اش باقی مانده است و برخلاف مسجدهای دیگر این نواحی رو به مغرب است. این محراب داری گچبری زیبا یی است.

آرامگاه شیخ حسن جوری مقصد دیگر ما است. شیخ حسن جوری یکی از رهبران قیام سربداران و از شاگردان شیخ خلیفه و از رهبران سیاسی و مذهبی قرن هفتم هجری بود که به دست وجی الدین مسعود در سال 745 به شهادت رسید .آرامگاه این عارف در 150 کیلومتری شاهرود واقع در روستای کلاته میر علم فیروزآباد حوالی روستای فرومد است. این آرامگاه متشکل از یک اتاق 3 در 4 خشتی و گنبد  روی آن  در ناحیه شمالی شهر قدیمی جور قرار دارد؛ آرامگاهی عاری  از هرگونه پیرایه و تشریفات ظاهری. اگر خیلی طالب رکود زدن نیستید و آرامش در سفر را بر تعداد و حجم بازدید ها ترجیح می دهید باید دیدار از این آرامگاه را به فرصت دیگری موکول کنید. تنها دو بارگاه بازید بسطامی و ابوالحسن خرقانی فاصله ای نزدیک به هم دارند.

 و مقصد آخر آرامگاهی ما، مقبره  ابن یمین فرومدی، شاعر مشهور و  قطعه سرای پارسی گو است که  در انتهای روستای فرومد قرار دارد. باطن زیبای ساختمان شش گوش آرامگاه با بافت روستا تطابق ندارد. سنگ قبر داری شش ضلع کوچک است که روی آن نوشته شده است : «آرامگاه امیر فخرالدین محمد ابن یمین الدین متخلص به ابن یمین. شاعری بوده است دانشمند. دوران زندگی را با کمال مناعت و وارستگی به پایان رسانده است. دیوان کامل او در جنگ سربداران از بین رفت و دیوان دیگری تنظیم کرد که به جای مانده است. سال تولدش برابر با 685 هجری قمری و سال وفاتش برابر است با 769 هجری قمری».

گذشته از محوطه آرامگاه ابوالحسن خرقانی که سکو هایی برای چادر زدن و شب مانی دارد؛ بسطام یک مهمانسرای جهانگردی هم دارد. جایی که شاید سپری کردن یک شب پاییزی سرد در آن برای بسیاری، آرامش بیشتری را به ارمغان آورد تا اقامت در چادر در قصبه ی خرقان. طبیعت شهرستان شاهرود برزخ خوش آب و هوایی است میان کویر مرکزی ایران و پارک ملی خوار توران در جنوب  و جغرافیای جنگلی و جنگل ابر در شمال آن. اما در هر حال آب و هوای پاییزی و زمستانی بسطام و خرقان که به نوعی ییلاق شاهرود اند، سرد است. روستای مجن، روستای ابر و جنگل ابر، و پارک کویری و ملی خوار توران طبیعت های جذاب و بسیار نزدیک به مرکز شهرستان شاهرود است. شگفتی اصلی شاهرود همین نزدیکی جنگل و کویر است که در نوع خود در ایران بی نظیر و در جهان کم نظیر است. با همه ی این نزدیکی گنجاندن دیدار از این هر دو جلوه ی طبیعی در یک سفر کوتاه چند روزه چندان شدنی و دلچسب نیست. جنگل ابر و پارک خوار توران دو برنامه جداگانه است.

برنامه ی آرامگاهی دو روزه دیدار از  بسطام  و خرقان را هم اگر فارغ از همه ی این شگفتی های طبیعی سپری کنید قطعا بهره ی بهتری خواهید برد. فقط برج کاشانه ی بسطام که تنها دقایقی از شما وقت خواهد گرفت از قلم افتاد. برجی که از داخل 24 متر و از بیرون 20 متر بلندا دارد و تاریخ دقیق ساخت آن معلوم نیست. برخی از بومیان شهر معتقدند که بنا متعلق به پیش از اسلام و در اصل آتشکده بوده است. درهرحال در ضلع جنوب غربی این برج کثیرالاضلاع (30 ضلعی) بر آجری بسم الله الرحمن الرحیمی  با خط ثلث زیبایی نقش بسته است.

 دسترسی به بسطام از مبدا تهران  با طی حدود 420 کیلومتر از جاده ی دو بانده ی تهران مشهد به ساده ترین شکل میسر است. پس از خروج از تهران و گذر از ایوانکی و گرمسار و سمنان و دامغان، شاهرود در کیلومتر 412 پیش روی شماست و با خودروی شخصی و رانندگی مطمئن و بی عجله، فاصله زمانی شما با شاهرود حدود 5 ساعت است. فقط به خاطر داشته باشید هنگام بازگشت ورود به تهران در ساعات پایانی جمعه و  تعطیلات همواره با تراکم بیشتری همراه است و از جمله در محور گرمسار به تهران.

The Humblest Tomb for the Most Famous Mystic

It’s my itinerary text for Shargh newspaper about some Iranian mystics’ tomb in Bastam near Shahrood, 412 KM east of Tehran. Bayazid Bastami is the most famous mystic that his tomb is very little and humble.

Photo: Mohammad Ghadamali.

نظر(4) | پیوند ثابت دوشنبه 15 آذر 1389 - 1:59 عصر
06 December 2010 13:59
گندم بریان شهداد، کره ماه زمین

 جذابیت تنها با کنتراست یا تباین است که نمایان می شود؛ پدیده ای که ایران را به واقع سرزمینی با جذبه های خاص خود کرده است. شاید پدیده های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی پرکنتراست ایران زمین، متاثر از جغرافیای تند و تیز آن است. به عنوان نمونه گرمترین نقطه زمین در گندم بریان کویر لوت با دمایی افزون بر 67 درجه ی سانتی گراد در سایه تابستان و قله ی همیشه برفی جوپار تنها 150 کیلومتر فاصله دارند. یا شهرستان قلعه گنج برخلاف نامش یکی از فقیر ترین مناطق ایران است و در استانی واقع است که پسته و فرش، از ارزشمند ترین محصولات صادراتی ایران در آن تولید می شود.

 ازاین نمونه های تباین زشت و زیبا ی استان کرمان که بگذریم، «کلوت» های کرمان، عارضه ی کلوخی که بر اثر فرسایش آبی و بادی و طی هزاران سال شکل گرفته‌اند، زیبایی منحصربه‌فردی است که شاید در سراسر جهان، تنها در آمریکا نمونه‌اش را بتوان یافت، جذبه ای است که گذار ما را به کرمان انداخته است. غرایبی طبیعی که گویی موجوداتی چون بنی‌بشر در ساختمان آن دخیل بوده‌اند. قطعات عظیم شنی که طبقه طبقه برهم قرار گرفته‌اند و در تلالو طلایی آفتاب غروب، سرخ سرخ شده‌اند. دالان‌هایی هم که میان این کلوت‌ها واقع‌اند، سراسر زیبایی وهم ‌گونه‌ای آفریده‌اند که اندیشه توتم با ترس را در دل آدمی می‌پروراند. حقیقتا احساس نزدیکی به مرز عالم به آدمی دست می‌دهد (البته اگر با تورهای شلوغ و پلوغ و مملو از رنگ‌رنگ آدمی‌زادگان شاد و شلوغ همراه نباشید و باد پلاستیک باقی مانده گردشگران پیش از شما را به صورتتان نکوبد).

پیشتر گرمترین نقطه زمین دره مرگ صحرای آریزونای آمریکا با دمای 63 درجه  ثبت شده بود؛ اما دکتر پرویز کردوانی (1310) کویر شناس مشهور و بنیانگذار مرکز تحقیقات کویری و بیابانی دانشگاه تهران اثبات کرده است که گندم بریان در بیابان لوت با دمایی بیش از 67 درجه سانتی‌گراد در سایه، گرم‌ترین نقطه کره خاکی است. منطقه گندم بریان که در دشت لوت در 80 کیلومتری شهداد و در شرق رود بیرجند قرار گرفته، منطقه‌ای با پوشش آتشفشانی است و همین پوشش سیاه آتشفشانی موجب بالا رفتن شدید گرما در این منطقه می‌شود. همچنین گندم بریان پست‌ترین منطقه داخلی ایران است و این موضوع نیز از دیگر دلایل گرمای شدید آن است. دکتر کردوانی معتقد است که در گندم بریان، در منطقه‌ای به‌طول 200 و عرض 150 کیلومتر، هیچ موجود زنده‌ای زندگی نمی‌کند و شرایط به‌گونه‌‌ای است که امکان زیست هیچ گیاه یا حیوانی وجود ندارد. گواه او بر این مدعا این است که در پژوهش های خود مشاهد‌ه‌ کرده است که  گاو و گوسفند مرده‌ای که توسط کامیون‌های عبوری در گندم بریان رها شده بودند تجزیه نشده و نگندیده بودند؛ بلکه فقط در اثر حرارت خورشید خشک شده بودند و این موضوع نشان می‌دهد که در این منطقه حتی باکتری هم امکان حیات ندارد. این چنین است که کردوانی معتقد است «کویر لوت، کره ماه زمین است». شاخصه‌ای که به تنهایی کافی است تا انسان های بسیاری را راغب کند برای دیدن و لمس کردن این خشونت داغ طبیعی؛ هرچند که گرمای منحصربه‌ فرد تنها شاخصه ی کویر شهداد نیست.

کرمان با در بر گرفتن بخش عمده‌ای از دشت لوت مهد شگفتی‌های کویری است. شهر افسانه ‌ای کلوت‌ها و مرتفع‌ترین هرم های ماسه‌ای دنیا.

 شهداد، شهر زیبا و مملو از نخلستان‌های سرسبز در 70 کیلومتری شمال شرق کرمان و غرب کویر لوت واقع است. شهری که انگار سرسبزی و طراوتش میان هیچستان کویر دوچندان شده و کاریز (قنات) این ابتکار ایرانی در دل داغی و خشکی بی‌نهایت کویر، زندگی و سرزندگی ساخته است. از شهداد که به سمت شمال و اندکی شرق خارج می‌شوی و پس از گذران 40 کیلومتر و پشت سر گذاشتن ‌ده سیف، آخرین روستای تاب آورده در مواجهه با کویر و تقریبا متروک شده ی اکنون، ‌زیبایی بی‌حد و حصر «کلوت»‌ها نمایان می‌شود. ستون های وسیع با طیف رنگی کرم رنگ روشن تا قهوه‌ای تیره و سوخته که همدستی دراز مدت آب و باد و خاک(ماسه) آنها را لایه لایه ساخته است.

در کمترین فاصله شهر افسانه ای کلوت ها، کمپ کویری شهداد واقع است. کمپی زیبا که آلاچیق‌های حصیری و گنبدی شکل آن، مکان بسیار مناسبی است برای اتراق و شب‌مانی و دیدن آسمان شب و پرستاره ی کویر. البته محلی است بسیار سرد در شب‌های زمستان که معمولا پس از پاییز فصل کویرگردی است و بدون ‌کیسه ‌خواب مناسب و عادت به ماندن در سرما، برخلاف اهل طبیعت اصلا شب خوبی را در زمستان سپری نخواهید کرد. اما اگر با طبیعت و سرما و گرمای آن انس داشته باشید، کمپ کویری شهداد محل بسیار جذابی است که در عین وجود سرپناه و آب و امکانات بهداشتی، لذت بودن در دل طبیعت را به هیچ عنوان از دست رفته نخواهید دید.

ساخت کمپ شهداد شاید نسبت به کاربردی که دارد هزینه ی چندانی هم نداشته است (جدی‌ترین هزینه ی ساخت آن شاید رساندن برق و حدود 20 کیلومتر کابل‌کشی باشد)؛ اما کاری بسیار پسندیده است که کم‌تر نمونه ی آن را می‌توان در حوزه ی گردشگری ایران یافت. هم موجب رفاه و لذت مسافران است هم عاملی است برای حفظ محیط‌زیست از آلودگی‌هایی که حضور بی‌برنامه ی آدمی در طبیعت موجب می‌شود. این کمپ با 40 نفر ظرفیت برای پذیرایی رایگان از گردشگران حدود 20 کیلومتر با کلوت‌ها فاصله دارد و با طی جاده آسفالته شهداد به نهبندان می‌توان از کمپ به کلوت‌ها رسید. فراموش نکنید پیاده روی در کویر و میان کلوت ها را طوری برنامه ریزی کنید که حتما یک غروب آفتاب را آنجا باشید تا در نور مناسب، زیبایی بی حد کلوت ها را تجربه کنید.

اجرای تابستانی یا در فصول گرم سال این برنامه ماجراجویی واقعی است و عاری از خطر نیست. تقریبا در فصل‌های تیر و مرداد اصلا کسی به کمپ کویری شهداد رفت و آمد ندارد. بهترین زمان برای اجرای این برنامه پاییز و زمستان است و برای رهایی از سرمای شب‌های کویر می توان ماه‌های نخستین پاییز، یا ماه پایانی زمستان را انتخاب کرد.

رود شور، تنها رودخانه ی دایمی اعماق کویر لوت، غریبه ی دیدنی دیگری است که برخلاف شگفتی و غریبی‌اش برای ما، قرابت ملموسی با کویر دارد و 200 کیلومتر مسیر پر پیچ وخمی از رشته کوه‌های شمال غرب بیرجند طی می‌کند و به گود نمک سر یا معدن نمک شهداد می‌ریزد. آب این رود بسیار شور است. چنان‌که هر چه به چاله ی مرکزی لوت نزدیک‌تر می‌شوی گویی به جای آب، ماست در آن جاری است و کناره‌های آن بلورهایی از نمک پدیدار است. بلورهای زیبای نمک که اشکال هندسی مختلف دارد و قابل استحصال است.

شهداد نیزخود شهری دیدنی است. از آثار تاریخی شهداد می‌توان به «پیربابا مسافر»، قلعه‌های «چغوکی»، «رموک» و «کهنه»، «بقعه ی امام‌زاده» و آب‌انبارهای این شهر نام برد.

برای اجرای برنامه ی کویر شهداد اگر دیدار از کرمان و ماهان را هم جزو برنامه ی خود بگنجانید دست کم باید چهار روز زمان صرف کنید. از راه‌های خوب دسترسی به کرمان برای تهرانی ها قطاری است که هر روز عصر از تهران به مقصد کرمان حرکت می‌کند و حدود ساعت هفت صبح به مقصد می‌رسد. به این ترتیب پس از رسیدن به کرمان تا عصر زمان مناسبی است برای دیدار از کرمان و اماکنی چون مسجد جامع کرمان و حمام گنجعلیخان و عصر حرکت به سمت شهداد و هماهنگی با شهرداری و رفتن به کمپ به نحوی که پیش از تاریکی هوا به آن‌جا برسید. یعنی در فصل سرد سال حداکثر باید ساعت سه عصر از کرمان خارج شوید. پس از اقامت شبانه در کمپ روز دوم سفر را می‌توان تماما به کویر لوت، رودشور و کلوت‌ها و پیاده‌روی میان آن‌ها و دیدار از قلعه ی قدیمی اختصاص داد، تا شب که مجددا در کمپ اقامت خواهید گزید.

روز سوم را هم می‌توان به سمت ماهان رفت و بقعه ی شاه نعمت‌الله ولی را دید و زیارت کرد، و باغ شازده را گشت که از نمونه‌های بی‌نظیر باغ ایرانی است و نهار را در آن‌جا صرف کرد و در نهایت عصر هم حرکت به سوی کرمان و دوباره سوار بر قطاری شد که عصر از کرمان حرکت می‌کند و صبح زود فردای آن روز به تهران بازخواهد گشت. سفرکویری و پاییزی تان به خیر!
برای دیدن این گزارش در روزنامه شرق کلیک کنید.
The Moon of The Earth

Gandom Beryan” is a terrain near Kerman, 1038 KM south of Tehran; has the highest temperature in the earth: 67° c in summer shadow. It cause to there are not any wight and animated existent, so here called the moon of the earth. Photo: Mohammad Ghadamali.

Follow this article in Persian in this link.

نظر(1) | پیوند ثابت دوشنبه 8 آذر 1389 - 11:12 صبح
29 November 2010 11:12
« 1 2 »  Brief In English
بایگانی

جستجو

پربیننده ها
شاهکار روزنامه ایران
نامه ای به یک علی خدابخش
کمبزه
عکاسی هم شغل است مثل سلمونی
آغاز

پیشنهاد
TinEye
LENS
The Big Picture (Boston)
PHOTOS (CBS News)
PHOTOS (TIME)
PhotographyBlog
Superjournalist (Persian)
Stock Photo Agencies List

پیوند ها

Instagram

آمار کاربران
تعداد کاربران حاضر در سایت: 13
Terms Of Use
Copyright @ 2018 Mohammad Ghadamali. All rights reserved.